تبليغاتX
نقطه عطف

بسم الله الرحمن الرحیم

تحولات امروز جهان و جامعه پیرامون ما درس های بسیاری را در خود نهفته دارد. یکی از نعمت هایی که نسل هم سن و سال های ما از آن برخوردار است، قرار گرفتن در یک مقطع تاریخی و سرنوشت ساز است که مقام معظم رهبری از آن به عنوان پیچ تاریخ یاد کردند. تلاش ملت هادر  برخی کشورهای اسلامی برای به دست گرفتن زمام امور خود بدست خود و رهایی از سلطه بیگانگان و حکومت های دست نشانده شان از یک سو، نضج و پیروزی گروههای فلسطینی ضعیف در برابر رژیم به معنای واقعی کلمه تا بن دندان مسلح صهیونیستی از سویی، بلند شدن صدای اعتراض و اجتماعات مردم در آمریکا و اروپا در مقابله با سرمایه داری از سویی، آغاز یک سناریو و تست دیپلماتیک از سوی آمریکا و به تبع آن تقابلی دیگر در مثلث ایران، عربستان، آمریکا از دیگر سو نشان از واقعیت داشتن این پیچ تاریخی است. نکته ای که در این میان بسیار با اهمیت است این است که اگر نگاهی کلی به تمام جریانات موحود در دنیا بیاندازیم به یک نتیجه می رسیم. و آن تقابل ایران و آمریکا است. تقابلی که امروز به جدی ترین شکل ممکن خود رسیده است. علت اینکه از واژه تقابل استفاده کردم این است که ایران و آمریکا هیچگاه بر نقاط برخورد هم، اشتراک نظر یا نفاهم نداشته اند و همواره موضع ما و آنها تقابل بوده است.

اما چرا ما همواره با یکدیگر در تقابل به سر می بریم؟ دلیل اول و آخر آن این است که نظام سرمایه داری به سردمداری آمریکا دنباله رو و پیرو می خواهد اما جمهوری اسلامی ایران بر اساس آموزه های دینی که مبنای شکل گیریش است، استقلال را طالب است هر چند که ثمره همین استقلال هم همراه شدن سایر ملت ها با چنین نظامی است. همین باعث شده در طول سالیان پس از انقلاب ما همواره تحریم شویم ولی خود نیازهایمان را برطرف کنیم و به استقلال برسیم، ولو هزینه های سنگینی برای آن بپردازیم.

طبیعی است هر یک ازدو طرف برای آنکه حقانیت و قدرت خود را نشان دهد، سعی در تضعیف دیگری دارد. و با نقشه ها و ترفندهایی سعی در یارگیری و همراه ساختن افرادی از حریف را دارد(که البته بی شک ما در این مورد بسیار بی برنامه هستیم!) اما در طول این سه دهه همواره قدرت ایران رو به صعود بوده. دلیل این ادعا هم این است که جمهوری اسلامی ایران توانسته قاطبه مردمانش را همواره با خود و سیاستهایش همراه کند، و امروز ملت ایران پشتوانه نظام هستند خصوصا در بعد بین المللی و کلان. اما افکار عمومی آمریکا و غرب هرگاه از خواب غفلت خود بیدار شوند با سوالات متعددی مواجه می شوند که در نهایت به جدایش آنها از نظاماتشان می انجامد.

پرسش اصلی که ما باید اکنون از خودمان بپرسیم این است که نقش ما در این میان چیست؟ اولا نقش فردی، یعنی "من؛ سیدمحمدحسنی زاده" و سپس خانواده ام، سپس اطرافیانم، و همینطور این دایره بزرگ تر می شود تا برسیم به کل ملت. نقش ما در تکمیل پازل قدرت جمهوری اسلامی ایران چیست؟ و اگر بنیادین تر بخواهیم به مسئله نگاه کنیم: ما در کدام پازل حرکت می کنیم؟ چگونه؟

+ نوشته شده توسط نقطه عطف در 2011/10/18 و ساعت 23:24 |